ایا اتفاقی برای وبلاگها افتاده؟ من نمیتونم از هیچ سایتی عکس بزارم.همش میزنه کد غیر مجاز؟؟؟

یعنی چی اخه؟؟؟؟؟؟؟؟

بخدا باید خیلی حوصله داشتی با همچین شرایطی بازم وبلاگ بنویسی

تازه اصلا درک نمیکنن من اعصاب ندارم.افسرده هستم.

عزیزترین رفته سفر.تنها و طفلک هستم.

یعنی چی اخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


گذشته از اینا باید بگم که پرواز عزیزترین 4شنبه بود که به لطف ترافیک جا موند و برگشت خونه.ما هم رفتیم بیرون و یه شام توپ زدیم به بدن.

رستوران علا تی تی .که کباب ترش و کباب ماستی و جگر و و کوبیده خوردیم و عالی بود.

یه رستوران دیگه هم این مدت رفتیم.رستوران دریای ایتالیایی روژه .

سوپ ماهی و ماهی سوخاری با سس انبه و مرغ گرفتیم که اسماشون البته عجیب غریب بود یادم نمونده.با 3 جور نوشیدینی طبیعی که. خوب بودن.طعم ماهی ضعیف بود که اونم گفت به خاطر نوع ماهیی که انتخاب کردیم.

و البته باید بگو یونا حسابی خوشش اومد از غذاها.

بعداز ناهار هم نشستیم قهوه و تیرامیسو و چیز کیک زدیم بر بدن.

یعنیییییییی مدیونین فکر کنین من اضافه وزن دارم.

کتابایی که خوندم 100 سال تنهایی.

واییییییییییییی یعنی اگه اعصاب فولادین ندارین شروعش نکنین.چون اصلا جالب نیست.داستان پر از اسمای طولانی و تکراری و عجیب غریبه و کلا یه چیزی وسط واقعیت و تخیله.

من که خوشم نیومد.


فیلمایی که دیدیم.

ارتیست که دوسش داشتم.

پیانیست .نوت بوک. گسبی بزرگ.بود.که اینارو دوست داشتم.

الن پاتریم که خوشم نیومد.

دستمون برای فیلم دیدن باز نیست.چون باید بمونیم اقا بخوابه.و اگه خودمون خوابمون نیاد بشینیم فیلم ببینیم که کم پیش میاد.

سریال ویلای من رو از یکی از دوستام گرفتم داریم میبینم.که خوبه و دوسش دارم.باعث خنده میشه

همینطور شاهگوش رو هم میبینیم.

و از همه مهمترررررررررررررر اینکه من یه تکونی به خودم دادم و میرم کلاس ورزش.اونم چی؟ زومبا

خداییش فکر نکنین میرم کالری میسوزونم هااااااااااا

نه حیفه.بعدش میام میشینم گز و کیک یزدی و باقلوا و اسنیکرز میخورم.

خلاصه به خودم بد نمیگذرونم.

کم کم هم باید کارای تولد یونا رو شروع کنم.

نمایشگاه کتاب رفتیم و من بعداز یه مدت طولانی 2تا کتاب خریدم واسه خودم.تازه جو منو گرفته بود میخواستم یه بار دیگه هم برم که نشد.

فعلا از دوستام فیلم و کتاب گرفتم. تا بخونم.البته سرعتم واقعا کنده.چون الحمداله علاوه بر کارای خونه و یونا  کلی تکنولوژی هم اضافه شده که باید مدام بهشون سر بزنم یه موقع خدای نکرده عقب نمونم.

دیگه خبر جدیدی نیست فعلا.

نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲  توسط افسانه  | 


یعنی این روزا  هوا بدجوری ملسههههههههه

جمعه صبح تصمیم گرفتیم صبحونه و ناهار رو ببریم 3 نفری لب دریا بخوریم.جوجه کباب رو از شب قبل اماده کردم.و صبح بساط رو برداشتیم و راه افتادیم.

8.jpg

وقتی رسیدیم دیدیم که بلههههههه زغال و  بادبزن و ژل اتش زنه رو یادمون رفته بیاریم.و از اونجایی که ساعت 2.5 هم دربی بود و باید خونه میبودیم.دیگه جوجه های ناز رو با کمال تاسف برگردوندیم خونه و تو تابه درستشون کردیم.

7.jpg

اینم پسرک خوشحال ما و دوچرخه بازی

6.jpg

و چون خیلی بهمون خوش گذشت تصمیم گرفتیم 1 شنبه هم که تعطیله بریم.

5 شنبه شب رفتیم برای تبریک عید به پدر و مادرشوهر.

منم شب حلیم بار گذاشتم تو پلوپز تا صبح برای خودش جا بیفته.پیاز داغ درست کردم برای لوبیا پلو.

صبح بیدار شد پلو درست کردک.گ.شت حلیم رو ریش ریش کردم.میوه و چای و تنقلات برداشتیم و راه افتادیم.

از 5شنبه هم بارون شروع کرد به باریدن و هوا واقعا عالیییییییییییییی

9.jpg

نسکافه تو اون هوا میچسبید

10.jpg

بعداز صبحونه بارون شدید شد.یونا و عزیزترین توپ بازی و کردن.منم عکاسی.

میوه و چای خوردیم.

11.jpg

خواهرشوهر کوچیکه اومد برای عکاسی.

ناهار خوردیم.

12.jpg

بعد هم بساط رو جمع کردیم و رفتیم ساحل سورو برای عکاسی از بارون و مرغای دریایی 

13.jpg

و چون خلوت بود رفتیم رفتیم بازار ماهی فروشا برای عکاسی

2.jpg

1.jpg

بعد هم رفتیم خونه مادرشوهر شله زرد نذری خوردیم.و آش تحویل گرفتیم.که قرار بود بریم بیرون ولی هوا سرد شد و بارون هم شدید بیخیال شدیم دیگه.

اش رو گرفتیم و اومدیم خونه.شب خوردیم.

خلاصه هوا بدجوری بهمون حال داد.

تصمیم داریم از این فرصت استفاده کنیم.

من و یونا هم صبح ها هر موقع که بتونیم میریم پیاده روی یا میوه فروشی.

خلاصه حیفه دیگه تا اردیبهشت میشه رفت بیرون.


نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی ۱۳۹۲  توسط افسانه  | 


شب یلدای امسال رو سعی کردم کمی تدارک ببینیم.راستش اینکه تنها هستیم تو این شب زیاد جالب نیست.کلا اینجور شبا حال و هواش به اینه که دور هم باشین.

به هر حال ما باید با شرایط کنار بیایم دیگه.

برای ناهار اش انار درست کردم.یه آش فوق العاده ترشششششش

12.jpg

اینم شکلاتای اناری

13.jpg

و هندونه تقریبا سفیدمون

14.jpg

پسرک هندونه ای ما تو سومین شب یلدای زندگیش

7.jpg

و

4.jpg

2.jpg

نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲  توسط افسانه  | 


صدای من رو از مشهد میشنوین.

راستش فاصله بین نوشتنام داره زیاد میشه.

شب یلدا رو بندر بودیم و برای خودمون خوردیم و خوش گذروندیم.

5دی ماه هم اومدیم به سمت مشهد عزیز.

البته سفر اینبار واقعا قاطی پازی بود.

2روز قبل از اومدن یونا مریض شد.صبح روز حرکت تا ساعت 12 دکتر بودم.

اینجا هم هوا حسابی سرده.

برف هم که نیومد.احتمالا ما برگردیم برف میاد!!!!

الان هم من یه ادم درب و داغون هستم.2روزه مریضم و دچار تهوع و .. شدم.

بدجورها.دیروز رفتم زیر سرم.

الان هم هنوز خوب نشدم.

2 شنبه بلیط برگشت داریم.امیدوارم که خوب بشم و تو قطار اذیت نشم.

سعی میکنم برگشتم جبران کنم این عقب افتادگی رو.

نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲  توسط افسانه  | 


این روزها دیگه واقعا هوا خوب شده.یعنی بهاری تو پاییز داریم.

منم گاهی که فرصت بشه و عزیزترین یونا رو ببره با خودش میرم پارک بانوان جهت پیاده روی.

گاهی با یونا میرم پارک.

برنامه بیرون رفتن رو دارم بیشتر میکنم که نهایت استفاده رو بکنم از هوا.

با دوستای گلم هم چند باری بیرون رفتیم.

میگم خیلی وقته پست آشپزی نذاشتم هااااااااااااااا.

همچین هوس کردم بهتون بگم رفتم تو کار تولید سوسیس و کالباس.

یعنی یه چی درست میکنم که این کارخونه ها باید برن لنگ بندازنننننننن


اعتماد بنفس رو حال کردین؟؟؟


خداییش این پسرک 2 سال و اندی باعث شده من تغییرات تغذیه ای زیادی رو بوجود بیارم.

از جمله اینکه سوسیس و کالباس رو تقریبا برای 1 سال زمان بارداری و اولای شیر دادن حذف کرده بودم .

البته در کل تو خونه کم میخوردیم.منظورم همون پیتزاهای بیرون بود.که اونم دیگه تبدیل شده بود به پیتزاهای ایتالیایی با گوشت.

تا اینکه چند وقت پیش دیدم نو نت دستورای مختلفی هست.

اولین سوسیسی که درست کردم.-iهر چی گشتم عکسش رو نیافتم.ولی سوسیس مرغ بود.

بعدش کالباس

q1.jpg

بعدش سوسیس گوشت

q1.jpg

q2.jpg

واقعا از نظر طعم عالیییییییییییی.شاید بافتش کمی با اون اماده ها فرق کنه.

بهتون توصیه میکنم حتما امتحان کنین.

وقتی که میبره نیم ساعته.پس  بهونه وقت نیارین.چون از درست کردن قرمه سبزی اسونتره


اینم اخریش مال همین دیشب

a1.jpg

دستور تو ادمه مطلب


اینام همین جوری جهت رنگی بودنشون

بورک اسفناج و سوپ بروکلی

a3.jpg

اردور تخم مرغ و آواکادو

6.jpg

سالاد تن و آواکادو

7.jpg

تارت کدو حلوایی

2.jpg

و میگو سوخاری با پوره سیب زمینی

8.jpg


ادامه مطلب...
نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۲  توسط افسانه  | 


اسلایدر

دانلود فیلم